دلتا
(Delta):
يك منطقة بزرگ سيلتي است كه در قسمت دهانة يك
رودخانه است و در آنجا رودخانه به تعداد زيادي
آبراهه كه سرعت كمي دارند و حاشية آنها گلي است
منشعب ميشود كه به آن دلتا گفته ميشود. دلتاها
اغلب شكل سه گوش دارند (در فرهنگ يوناني حرف دلتا
به صورت يك مثلث ميباشد) از اينرو آنها دلتا
مينامند.
|
دهانه(mouth):
دهانه انتهاي يك رودخانه است، يعني جايي
كه رودخالي ميشود.
|
درياچة
كماني(oxbow Luke):
يك درياچة كماني يك درياچة ساكن است كه
در پهلوي رودهاي پيچ و تاب خورده كه مسير آنها در
اثر فرسايش خاك تغيير يافته بوجود ميآيد.
|
دلتا
(estuary):
محلي كه آب شور و تازه خطوط ميشوند نظير خليج،
باتلاق نمكي و يا جايي كه رودخانه وارد يك اقيانوس
ميگردد.
|
 |
دشت
سيلابي(flood
plain):
نواري
از زمين نسبتاً هموار و عموماً خشك در كنار يك
رودخانه يا جريان و يا درياچهاي كه توسط آب در
طول يك طغيان پوشيده ميشود.
|
درياچه
(Lake):
حجمي از آب كه بزرگتر از يك آبگير ميباشد و از
لحاظ عمق در قسمتهايي عميق تر ميباشد كه گياهان
ريشه دارتر بتوانند زندگي كنند.
|
 |
دهانه رود
(outfall):
مكاني كه فاضلاب يا زهكشي و يا
رودخانه بيرون ميريزد. مجراي خروجي يا يا ساختاري
كه در طول آن آب احياء شده يا مجراهاي اصلاحشده
سرانجام به يك بدنه اصلي و دريافت كننده آب
ميريزد.
|
 |
دبي(آبدهي)رسوب
معلق(suspended-sedument discharge):
كميت رسوب معلق كه از نظر نقطهاي در جريان
(رودخانه) در دوره ويژهاي از زمان عبور ميكند.
زمانيكه بصورت تن در روز بيان ميشود، توسط ضرب
نمون دبي آب (فوت مكعب در ثانيه) در غلظت رسوب
معلق در فاكتور 0027/0 محاسبه ميگردد.
|
دي اكسيد كربن
(Carbon Dioxide):
گازي كه فقط قسمت كوچكي از هوا كره را اشغال كرده
و از كربن و اكسيژن ساخته شده است.
|
درياچه
(Lake):
حجمي از آب كه بزرگتر از يك آبگير ميباشد
و از لحاظ عمق در قسمتهايي عميق تر ميباشد كه
گياهان ريشه دارتر بتوانند زندگي كنند.
|
دريايي
(Marine):
مرتبط با اقيانوسها
|
دواناب(Run
off):
آبي كه روي سطح زمين به سمت رودها، رودخانهها،
درياچه ها و اقيانوس جاري مي شود.
|
 |
دريا
(Sea):
اقيانوس كوچك
|
 |
درجه حرارت
(Temperature):
شدت گرما يا سرما در يك حجم يا اتاق يا
كشور
|
 |
دماسنج
(Thermometer):
وسيلهاي براي سنجش گرما
|
 |