فرهنگ آب
(aquaculture):
پرورش گياهان و حيواناتي كه در آب زندگي ميكنند
نظير ماهي، نرمتن صدفدار و جلبكها.
|
فاضلاب
(effluent):
آبي كه از فاضلاب يك گياه پرورشي بعد از اينكه
پرورش يافت جاري ميشود.
|
فرسايش
(erosion):
فرآيندي كه طي آن مواد توسط يك جريان مايع (آب) يا
هوا، اغلب توسط حضور ذرات سائيده در جريان ساييده
ميشوند.
|
|
 |
فشار
پايين
(Low pressure):
داشتن، خارج شدن يا كار كردن تحت يك فشار
نسبتاً كم.
|
فشار هوا
(Air
pressure):
نيرويي كه به يك شي توسط وزن هوا وارد ميشود.
|
|
 |
فشار هوا كره
(Atmosphere pressure):
فشار ناشي اشياء كه در هوا كره حس ميشود.
|
فارنهايت
(Fahrenheit):
موش انگليسي اندازه گيري درجه حرارت، ؟ 32
فارنهايت درجه يخ زدن و 212
فارنهايت درجه جوشيدن ميباشد.
|
فشار بالا
(High pressure):
داشتن فشاري بيشتر از مقدار اتمسفري
|
فشار پايين
(Low
pressure):
داشتن، خارج شدن يا كار كردن تحت يك فشار نسبتاً
كم.
|
فروسفر(Mesosphere):
منطقهاي از هوا كره زمين، از بالاي استراتوسفر
تا ارتفاع حدود 50 مايل
|
|
 |
فصول
(Seasons):
بخشي از سال با خصوصيات حرارتي و باران مجزا
|