سياره قدرت بازتاب
عطارد 12/0
زحل 59/0
زمين 39/0
مريخ 15/0
مشتري 44/0
زحل 46/0
اورانوس 56/0
نپتون 51/0
پلوتون 5/0


قدرت بازتاب (Albedo)
 

قدرت انعكاس يك جسم نسبت به ميزان تشعشع خورشيدي منعكس شده از جسم به ميزان كل تشعشع دريافت شده است. جسم با قدرت انعكاس بالا، درخشان‌تر از جسمي با قدرت انعكاس كم است. يك جسم سفيد كاملاً انعكاسي، قدرت انعكاسي برابر با يك وارد و يك جسم سياه بدون انعكاس قدرت انعكاسي صفر دارد.

 

قطعة‌ارتفاع-آزيموت تلسكوپ

 (Alt-Azimulh Telescope Mount)

 

وسيلة‌”U” شكلي كه به تلسكوپ اجازه مي‌دهد هم درجهت بالا و پايين (ارتفاع) و هم در جهت چپ و راست (آزيموت) حركت كند.

 

 

ستاره بزرگي مطلق بزرگي ظاهري فاصله از زمين (سال نوري)
خورشيد (Sun) 4/8+ 26/72- 0/000016
سيروش (Sirius) 1/4+ 1/46- 8/6
كائوپوس (Canopus) 2/5- -0/72 74
ستاره رجل قنطورس

(Rigel kentau)

4/4+ 0/27- 3/4
آركتروس(Arcturas) 0/2+ 0/04- 34
ستاره نسر واقع يا كركس نشسته (Vega) 0/6+ 0/03 25
ستاره عقيق (Cappella) 0/4+ 0/08+ 41
ستاره رجل الجبار (Rigel) 8/1- 0/12+ 900
بتلجوس (Betelgeus) 7/2- 0/7- 1500
صورت فلكي نسر طاير يا كركس پرنده (Altair) 2/3+ 0/77- 16
ستاره دم(Deneb) 7/2- 1/25+ 1500
پروكسيما قنطورس (Proxima Centauri) 15/5+ 11/05+ (var.) 3/4

قدر ظاهري (Apparent Magnitude)

ميزان درخشندگي جسم آسماني هنگامي كه از زمين ديده مي شود. عدد كوچكتر اين شاخص نشان دهندة درخشندگي بيشتر جسم است. اعداد منفي درخشندگي فوق العاده اي را نشان مي دهند. ماه كامل قدر ظاهري 12/6- و ماه 26/8- را دارا هستند. ما مي توانيم اجسام تا ششمين بزرگي با جسم غير مسلح ببينيم. مخفف قدر ظاهري m است. سيستم طبقه بندي درخشندگي اجسام آسماني 120 سال قبل از ميلادي مسيح يوناني توسط يك منجم يوناني به نام هيپارچوس (Hipparchus) توسعه يافت.

 


قمر آبي (Blue Moon)

وقتي كه در يك ماه (از نظر سال)،  2  بار قمر كامل می شود ، قمر دوم را قمر آبي مي نامند. تعريف ديگر اين است كه سومين قمر از چهار قمری که در یک فصل سال کامل می شود(معمولاٌ  در هر فصل تنها سه بار ماه  كامل می شود).

قانون بده (Bode’s Law)

يا قانون تيتوس باد (Titus – Bode Low)، قانون جالب رياضي از تطابق است كه يك قانون فيزيكي نيست. اين قانون يك سري عددي ست كه با فاصلة سياره ها تا خورشيد مطابقت دارد. سري هاي تيتوس – باد، موقيعت تمام سياره ها منظومة شمشي، را به جز نپتون و سياره هاي موجود در كمربند هاي سياركاني پيش بيني مي كند، اين ارتباط به افتخار ژوان تيتوس (Johann Titus)،  و الرت باد (Elert Bode) ستاره شناس آلماني، كسي كه كارس را در اواخر سال 1700 به پايان رسانيده، نامگذاري شده است. براي سري هاي تيتوس – باد منظومة شمسي ، با 4/0 (Au) شروع كنيد و سپس به آنها 0، 3/0 ، 6/0، 2/1، 4/2  و الي آخر (بعد از اولي هر كدام را دو برابر  كنيد) اضافه كنيد. نتيجة آن به صورت زير است:

عطارد Au 4/0 ، ناهيد Au 7/0 ، زمين Au 1 ، مريخ Au 6/1 ، كمربند سياركها Au 8/2 ، مشتري Au 2/5 ، زحل Au 10 ، اورانوس Au 6/19 .

 

قطبهاي سماوي

(Celestial Poles)

تصوير قطب هاي كرة زمين در كرة آسماني.


قيفاووسي كلاسيك (Classcal Cepheid)

ستارة جوان، هليم سوز بزرگي (ردة طيفي آن F-K است) كه از نظر اندازه و ميزان روشناسي در دوره هاي 1 تا 50 روزه تغيیر مي كند. در صورتيكه ستاره بزرگ مي شود، روشنايي اش كمتر مي شود و بلعكس. روشنايي در دوره هاي مختلف نسبي ست، بنابراين مقدار درخشندگي مطلق آن را مي توان از دوره ها مشاهده شده تعيين كرد كه در اين صورت فاصله را تا ستاره را نيز مي توان تخمين زد.

 

سياره

قطر( مايل )

قطر ( كيلومتر )

عطارد

3,031 miles 4,878 km

ناهيد

7,521 miles 12,104 km

زمين

7,926 miles 12,756 km

مريخ

4,222 miles 6,787 km

مشتري

88,729 miles 142,796 km

زحل

74,600 miles 120,660 km

اورانوس

32,600 miles 51,118 km

نپتون

30,200 miles 48,600 km

پلوتون

1,440 miles 2,300 km
قطر ( Diameter )

بلندترين فاصله يك طرف يك دايره

 ( يا يك كره ) به طرف ديگر .

قرص

 ( Disk )

واژه اي عمومي كه براي توصيف جسم مدور تخت به كار برده مي شود . بيشترين استفاده اين واژه در نجوم در توصيف اجسام گرد مانند ماه يا سيالات است . صفحه تجمع هم كه سيستم خورشيدي را تشكيل مي دهد نيز نوعي صفحه است. ساير كاربرد هاي اين اصطلاح شامل كهكشانهاي صفحه مانند و ابر غولها در كهكشان حلزوني كه برآمدگي مركزي را احاطه مي كند , است .

 

 

قمرهاي گاليله اي

( Galilean Moons )

چهار قمر بزرگ مشتري به نامهاي گاني مد ( Ganymede )  يو ( I o ) , كاليستو  ( Callisto ) و اروپا (Europa ) كه در سال 1610 توسط گاليله كشف شد . اين ماهواره ها اولين اجرام شناخته شده اي بودند كه به دور سياره ديگري مي چرخيدند .

قانون هابل

( Hubble s Law )

ارتباط خطي بين فاصله يك كهكشان(R )  و سرعت دور شدن كهكشان ( v ) به علت انبساط هستي . قانون هابل در فرمول v= H0R  تحقق مي يابد و  H0 ثابت هابل است . اين قانون فرض مي كند كه هستي با نرخ ثابتي كه براي تنمام زمانها ثابت است ، در حال گسترش است .

 

قانون دوم حركت سياره اي كپلر

 (Keplers Second law of Planetary Motion  )

اين قانون بيان مي كند كه يك خط از سياره اي تا خورشيد ، مساحت هاي برابري را در زمانهاي برابر اشغال مي كند . سياره هنگامي كه از خورشيد دورتر است ، آرام تر و هنگامي كه به خورشيد نزديك است ، سريعتر حركت مي كند ( اين امر برابر با عكس لحظه زاويه اي است )

قانون اول حركت سياره اي كپلر (Keplers First law of Planetary Motion)

اين قانون بيان مي كند كه مدار سيارات بيضوي بوده و خورشيد در كانون بيضي قرار دارد .

 

قانون سوم حركت سياره اي كپلر

 ( Keplers Third law of Planetary Motion)

اين قانون بيان مي كند كه هنگاميكه T دوره مداري يك سياره ( سال آن ) و a محور نيمه اصلي بيضي باشد ،  T رابطه نسبي با a  دارد .

قائم اول (Prime Vertical)

دايرة بزرگي در كرة آسماني كه از زينت (Zenith) مي‌گذرد. اين چرخه، دايرة قائم كه توسط نصف النهار به دو نيم شده داراي درجاتي‌ست از شرق به غرب تعريف مي‌شود.

 

 

ستاره

قدرت درخشندگي مطلق

قدرت درخشندگي ظاهري

فاصله از زمين (سال نوري)

خورشيد (The Sun)

4/8 +

26/72 -

0

سيروس (Sirius)

1/4 +

1/46 -

8/6

كانوپوس (Canopus)

2/5 -

0/72 -

74

ستاره رجل قنطورس (Rigel kentaurus)

4/4 +

0/27 -

4/3

آركتروس (Arcturus)

2/0 +

0/04 -

34

ستاره نسر واقع يا كركس نشسته (Vega)

0/6 +

0/03 -

25

ستاره عقيق(Capella)

0/4 +

0/08 +

41

ستاره رجل الجبار (Rigel)

8/1 -

0/12 +

900

بتلاكيوس (Betelageuse)

7/2 -

0/7 +

1500

صورت فلكي نسر طاير يا كركس پرنده (Altair)

2/3 +

077/ +

16

ستاره دم(Deneb)

7/2 -

1/25 +

1500

پروكسيما قنطورس (Proxyma centauri)

15/5 +

11/05 +

4/3

قدرت درخشندگي (Magnitude)

ميزان روشني و درخشندگي اجسام آسماني. اعداد كوچكتر نشانگر درخشندگي بيشتر هستند. درخشانترين اجسام داراي قدرت 1 و جسم با درخشندگي كمتر داراي قدرت 2، و الي آخر، هستند. مقياس قدرت درخشندگي لگاريتمي است، بطوريكه تفاوت در قدرت درخشندگي متوالي ضريبي از حدود 2/512 برابر است). اين سيستم رتبه بندي درخشندگي اجسام آسماني در 120 قبل از ميلاد توسط منجم يوناني هيپارچوس (Hipparchus) توسعه يافت. در سال 1850، سيستم جاري طبقه بندي توسط منجم انگليسي روبرت پاگسون (Robert pogson) توسعه يافت.قدرت درخشندگي ظاهري، روشني قابل مشاهده يك جسم از زمين است. قدرت درخشندگي مطلق، روشني يك جسم، اگر از فاصلة 10 پارسي (32/6 سال نوري) از زمين پياده شود، است. قدرت درخشندگي بلومتريك، شامل تمام تشعشع و طيف يك ستاره است.

 

قانون تيتوس بوده

 (Titus-Bode Law)

 يا قانون بوده يك تطابق رياضي جالب است و در واقع يك قانون فيزيكي نيست. اين قانون يك سري عددي است كه با فواصل سياره اي از خورشيد مطابقت دارد. اين قانون موقعيت تمام سياره هاي منظومه شمسي ما را به جز پلوتون (و همچنين كمربند سياركي كه يك سياره در آن وجود دارد) پيش بيني ميكند. اين رابطه به نام جوان تيتوس (Jahann Titus) و منجم آلماني، الرت بوده (Elert Bode) كه در سال 1700 اين رابطه را كشف كردند، نامگذاري شده است. سري هاي تيتوس- بوده منظومه شمسي ما به عدد 0/4 (Au) شروع شده و با اضافه كردن 0، 0/3، 0/6، 1/2، 2/4 به آن (بعد از اولي، هر بار دوبرابر ميشود)، ادامه مييابد. نتيجه آن پيش بيني ميكند كه: عطارد 0/4، ناهيد 0/7 ، زمين 1، مريخ 1/6، كمربند  سياركان  2/8 ، مشتري 5/2 ،‌ زحل 10، اورانوس 19/6  Auاز خورشيد فاصله دارند.

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home