فرساب (Ablation)

‌فرآيندي سردشدگي كه طبق آن گرماي يك جسم (مانند شهاب‌سنگ درحال سقوط) از آن دور شده و همينطور كه جريان هوا گرما را از كنار آن دور مي‌كند،‌لايه‌هاي خارجي جسم را ذوب يا بخار مي‌كند. برخي فضاپيماها از سپرهاي ضد حرارت استفاده مي‌كنند بطوريكه سطح بيروني آنها با مادة گرماده‌اي (مانند صمغ اپوكسي متوليك كه نوعي پلاستيك فشرده است) كه به سرعت مي‌شود و حين حركت جدا مي‌شود، شاپونره مي‌شود.

فاصلة زاويه‌اي

(Angular Distance)
 

‌فاصلة زاويه‌اي، ميزاني براي يك كمان (بخشي از محيط دايره) است. فاصلة زاويه‌اي نسبت دايره‌اي كه كمان مورد نظر جزئي از آن محسوب مي‌شود را محاسبه مي‌كند. فاصلة زاويه‌اي به درجه، راديان، جزء كماني (يك شصتم درجه)، يا ثانية كماني (يك شصتم دقيقه) بيان مي‌شود. براي مثال عرض جغرافيايي، فاصلة زاويه‌اي شمال و جنوب نسبت به استواست كه به درجه اندازه‌گيري مي‌شود و طول جغرافيايي فاصلة زاويه‌اي شرق يا غرب نصف‌النهار اوليه (كه از گرينويچ انگلستان عبور مي‌كند) است كه به درجه اندازه‌گيري مي‌شود.

 

فيزيك نجومي (Astrophysics)

شاخه اي از ستاره شناسي كه خصوصيات فيزيكي اجرام آسماني و ساير مواد و انرژيهاي را در فضا بررسي مي كند.



فضا نورد (Astronaut)
افرادي كه به فضا مي رود.

 

فشار سنج (Barometer)

وسيله اي كه فشار هوا را اندازه مي گيرد. اين وسيله وزن ستون هوايي كه از وسيله تا بالاي جو گسترش دارد را اندازه مي گيرد. دو نوع فشار سنج معمول مورد استفاده وجود دارد، جيوه اي و بدون سيال. فشار سنج هاي آبي اوليه (ليوان طوفان) در قرن 17 استفاده ميشود. فشار سنج جيوه اي توسط فيزيكدان ايتاليا اوانجوليستا توريچلي لولة شيشه اي پر شده از جيوه را با ظرف جيوه اي ديگري پر كرده، در اين جا است جيوة درون لوله وزن هواي، جو بالاي توله را نشان مي دهد. فشار سنج بدون سيال (با ساتفاده از تعادل متري به جاي مايع) توسط دانشمند فرانسوي لوسين ويدي (Lucien Vidie) در سال 1844 اختراع شد.

فردريچ بسل

 (Bessel, Friedrich)


(22 جولاي 1784 تا 17 مارس 1846)، منجم و رياضي دان آلماني كه حدود 50000 ستاره را دسته بندي كرد، وجود سياره اي در وراي اورانوس را از نظر رياضي پيش بيني كرد (1840)، اولين كسي كه حركت ستاره اي را به واسط اختلاف منظر (Paralax) ديد (مشاهدة 61 سيگني Cygni) اولين كسي كه فاصله را با يك ستاره محاسبه كرد (مشاهدة 61 سيگني - 3/10 سال نوري از زمين)، او به وجود ستاره هاي تاريك پي برد، تابع معروف بسل (يك تابع رياضي) را طراح كرد و خدمات زياد ديگري براي علم انجام داد.

 

فرانك دريك

( Drank Frank )

1930( تا به حال) راديو ستاره شناس آمريكايي كه در سال 1961 معادله اي براي تخمين تعداد احتمالي تمدن هاي هوشمند در كهكشان را ارائه داد ( معادله دريك ) .

 

Some Eclipsing Binaries Magnitude Range Period
(days)
Delta Librae 4.9-5.9 2.3
Algol
(Beta Persei)
2.1-3.4 2.9


فصول گرفتگي ( Eclipsing Binary )

دوستاره نزديك به هم كه ظاهراً ستاره منفردي هستند كه درخشندگي آنها تغيير مي كند. اختلاف درخشندگي به واسطه تيره يا افزايش نور متناوب ستاره ها توسط يكديگر است .

فرضية انفجار بزرگ

(Big Bang Theory)

اين فرضيه بيان مي كند كه هستي بصورت يك انفجار بسيار كوچك اما نيرومند در زمان فضايي 13/7 ميليارد سال پيش (±%1) شروع شده است. در سال 1965، آرنو پنز ياس وروبرت ويلسون (Arno Penzias & Robert Wilson)با استفاده از اين آنتن بوقي در تپة كراوفورد  (Crawford Hill)، ريز موج هاي زمينة تشعشع (CMB) بار دماي 2/7 درجة كلوين را كشف كردند. اين CMB از اولين لحضات هستي و بعد از انفجار بزرگ باقي مانده بود (اين مطلب توسط جورج گاما و George Gamma و رالف آلفر (Ralf Alpha) در سال 1948 پيش بيني شد). در مقابل اين نظريه " حالت يكنواخت" وجود دارد (Steady- state theory).

 


فاصله كانوني 

( Focal Length )

فاصله عدسي ( يا آينه ) يك تلسكوپ تا نقطه اي كه براي مشاهده جسم قرار گرفته در آن نقطه تلسكوپ بر روي آن متمركز مي شود .

عدد فليمستيد 

( Flamsteed Number )

در هر صورت فلكي , به هر ستاره مطابق با سيستمي كه جان فليمستيد ( John Flamsteed )   در اوائل قرن 18 براي دسته بند ي صور فلكي به كار برد , عددي داده مي شود. در اين طرح به غربي ترين ستاره در هر صورت فلكي عدد 1 , به ستاره بعدي آن در شرق عدد 2 و سپس 3 و الي آخر , داده  مي شود . موقعيت شمالي – جنوبي يك ستاره در نظر گرفته نمي شود .

 

فوسا

( Fossa )

فرو افتادگي طويل , باريك و كم عمق روي سطح يك سياره .

فروريزش جاذبه اي

( Gravitional Collapse )

زمانيكه جسمي مانند يك ابر يا غبار بين ستاره اي تحت تاثير وزن خود فرو مي ريزد , فرو ريزش جاذبه اي حادث مي شود .

 

فاصله مغناطيسي

 (Magnetopause)

مرز بين ناحيه‌اي كه ميدان مغناطيسي يك سياره حاكم است و ناحيه‌اي كه ميدان مغناطيسي باقي سيستم خورشيدي حاكم است.

فوبوس (Phobos)

به معني «ترس» يكي از دو قمر كوچك مريخ است. اين قمر تنها 8/13 مايل (2/22 كيلومتر) قطر و 1016×08/1 كيلوگرم وزن دارد. فاصلة متوسط فوبوس از مريخ 5600 مايل (9000 كيلومتر) است. اصلي‌ترين شكل آن، دهانة بزرگي به نام استيكني (Stickney ـ نام همسر هال ـ Hall) است كه 2/6 مايل (10 كيلومتر) پهنا دارد. فوبوس شايد يك شبه سيارة به دام افتاده باشد. اين قمر در سال 1877 توسط هال كشف شد.

 

فتوسفر (Photosphere)

لايه‌اي از خورشيد كه براي ما قابل رويت است و از يك پلاسما تشكيل شده است. دماي اين بخش حدود 10800 درجة فارنهايت (6000 درجة سانتيگراد) است.

فتون (Photon)

كوانتومي از انرژي الكترومغناطيسي. براي مثال نور از فتون تشكيل شده است.

 

فوئب (Phoebe)

يكي از كوچكترين قمرهاي 18 گانة زحل مي‌باشد كه داراي شكل دايره‌اي و رنگ قرمز است. اين قمر هر 9 ساعت يكبار به دور محورش مي‌چرخد.

برخلاف ساير قمرهاي زحل (به جز هيپريون ـ Hyperion) كه هميشه رو به زحل است، شعاع فوئب 110 كيلومتر و جز آن 1018*4 كيلوگرم است. فوئب در فاصلة 12952000 كيلومتري از خورشيد مي‌چرخد. دورة مداري آن 48/550 روز زميني است. اين قمر در سال 1898 توسط پيكرينگ (W. Pickering) كشف شد.

 

فتومتري (Photometry)

اندازة قدرت درخشندگي ظاهري اجسام كيهاني مانند ستاره‌ها

 

فصول (Seasons)

فصول سال شامل بهار، تابستان ، پاييز  و زمستان است كه در اثر كج شدگي محور زمين حادث مي شود.

 

فيثاغورث (Pythagoras)

ساموس فيثاغورث (-Pythagoras of Samos 427 تا 569 قبل از ميلاد) فيلسوف، رياضيدان و منجم يوناني كه مدرسه مذهبي فيلسوفي فيثاغورس را در كروتون (Croton) بنيانگذاري كرد. وي عقيده داشت كه زمين كره‌اي در مركز هستي است. او به درستي پي برده بود كه ستارة صبح و ستارة عصر يكي هستند و آن هم سيارة ناهيد است. فيثاغورث فياغورنس Pythagoras اكتشافات بنيادي جندي انجام داد. مثلاً در مثلث قائم الزاويه، مجموع مربع دو ضلع كوتاهتر برابر با مربع قطر مثلث است (معادلة فيثاغورس) و مجموع زواياي مثلث برابر با دو زاوية قائم است دهانه‌اي بر روي ماه به پهناي  142 كيلومتر به نام فيثاغورس است.

 

فروريش وان استرو

(Struve, Friedrich Von)

 (15 آوريل 1793 تا 23 نوامبر 1864) منجم آلماني كه ستاره هاي دوگانه را مطالعه كرد. او 120000 ستاره را دسته بندي كرد و متوجه 3112 ستاره جفت كه اغلب آنها ناشناخته بودند شد. او دسته بندي خود را در سال 1837 با نام اندازه گيري ميكرومتري ستاره هاي دوگانه (Stellarun Duplicium Mensurae Micrometicae) منتشر كرد. در سال 1838، اختلاف منظر ستاره  نسر واقع يا كركس نشسته را اندازه گرفت. وي از اولين كساني بود كه مي توانست پارالاكوس را محاسبه كند.


 

فرورانش (Subduction)

 پديده اي كه طبق آن پوسته كره زمين (يك صفحه) هنگام برخورد با صفحه اي ديگر، به زير آن رانده مي شود. پوسته فروروند وقتي به درون گوشته زمين مي رود، ذوب مي شود. فرورانش پوسته را تخريب مي كند و آنرا به گوشته باز مي گرداند.

 

فعاليت زمين ساختي

 (Tectonic Activity)

تغيير سطح يك سياره (يا قمر) به علت تغييرات درون آن پيكره. زمين لرزه ها، شكاف ها، شكستگي ها و آتشفشانها نتيجه فعاليت تكتونيكي است.

فراماهي

  (Translunar)

به فضاي پشت مدار ماه اشاره ميكند.

 

 

فرانپتوني ها

 (Transneptunians)

 سياركها (سياره هاي كوچك) كه مدارشان داراي محور نيمه اصلي است و پشت مدار نپتون است. مجموعه فرانپتوني ها به عنوان ناف فرانپتوني  (Transneptunian) يا كمربند كوئيپر  (Kuiper Belt) شناخته شده است. حدود 200 فرانپتوني تاكنون كشف شده (اما بيشتر از اين وجود دارد).

Change Language | Contact us : Info@ngdir.ir | Home